
تعطیل شد...
اما،
شاید وبلاگی دیگر در راه باشد؛
وبلاگی متفاوت!!!
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|

تعطیل شد...
اما،
شاید وبلاگی دیگر در راه باشد؛
وبلاگی متفاوت!!!
خداحافظ ای ماه دلگیرم
خداحافظ که دور از تو آروم نمی گیرم
تو رو به دست خدا سپردم
تنهایی و جدایی تقدیر ما بود
همراه و عاشقانه از هم گذشتیم
افسوس که دنیای ما از هم جدا بود
افسوس که غربت ما بی انتها بود
خداحافظ رویای شیرینم
هنوز هم تو نگاه تو فردام و می بینم
دلم گرفته ...
فرصت نشد پناه بی کسی تو باشم
با بغضی عاشقانه باید ازت جدا شم
خداحافظ تنهایی تقدیر ما بود
خداحافظ که این جدایی پایان عشق ما نیست
خداحافظ... خداحافظ...خدایا!
هیچی نمی گم...
خودت همه چیزو می دونی!
خیلی ازت دلخورم! خیلی...
آره، میدونم، تو هم از من دلخوری.
باشه،
پس این به اون در!
باز، سرنوشت و انتهای آشنایی
باز، لحظه های غم انگیز جدایی
باز، لحظه های ناگزیر دل بریدن
بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن
*********************
زخما دهن وا می کنن، وقتی دل از دشنه پره
دست منو بگر که پام، رو خون عشقم می سره
راه ضیافت و به من دستای کی نشون میده؟
وقتی که حتی گل سرخ، این روزا بوی خون میده
تمرین مرگ می کنم، تو گود این پیاده رو
یه چیزی انگار گم شده، توی نگاه من و تو
دارم به داشتن یه زخم، تو سینه عادت می کنم،
دارم شبامو با تن یه مرده قسمت می کنم...
پی نوشت: و این است مرگ تدریجی رویا...
سلام.
از اون سلام های انرژی بخش؛
از اون سلام های اول آشناییمون.
همون آشنایی ای که زندگیمون رو متحول کرد.
همونی که زندگی منو از این رو به اون رو کرد.
همونی که باعث شد حس های قشنگی رو تجربه کنم که هیچوقت تجربه نکرده بود.

میخوام ازت تشکر کنم.
به خاطر بودنت،
به خاطر وجودت،
به خاطر احساست،
به خاطر عشقت،
به خاطر همه چیز
آشنایی با تو، بهترین اتفاق زندگیم بود.
تجربه ای تکرار نشدنی...
پسرک پرید لبه ی جوی آب و سعی کرد تعادلش رو حفظ کنه و شروع کرد به راه رفتن ...
دخترک اما لبه ی دیگه جوی آب رو انتخاب کرد.
دوست نداشت پشت سر پسر باشه.
فکر کرد این جوری همیشه پیش همند.
سرش رو بلند کرد.
انتهای جوی آب تو اون خیابون طویل درست پیدا نبود.
اما یه چیز کاملا مشخص بود.
اونا موازی هم می رفتن ...
با فاصله یه جوی آب از هم ...
رسیدنی در کار نبود حتی تا قیامت
به همین سادگی، به همین راحتی، به همین قشنگی؟؟
یا به همان پیچیدگی، به همان سختی؟؟!!
پی نوشت: از صمیم قلب بهت تبریک میگم. امیدوارم که خوشبخت بشی.